آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان
|
رنگين كمون
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی* باقلم نقش حبابی برلب دریا کشید
دلمرده ام ،ازاین همه آزارخسته ام ازغم که گشته روی من آوارخسته ام ازروزها که بی توچوشب تاروتیره است ازشب که می دهد به من آزار خسته ام از زندگی سرد و عذاب آور خودم از این دل شکسته تب دار خسته ام ای تکیه گاه این دل برخون نشسته ام دیگرزتکیه بر درودیوار خسته ام بی تو تمام زندگیم هیچ وپوچ شد سخت است بی توبودن ودشوارخسته ام این زخم تا ابد به دلم رخنه می کند در آرزوی مرگم وبسیار خسته ام |
|||||||||||||||||
![]() |