آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان
|
رنگين كمون
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی* باقلم نقش حبابی برلب دریا کشید
جدایی را نمی خواستم خدا كرد نمی دانم كدام ناكس دعا كرد بیا بلبل بنالیم هر دوتایی بنالیم هر دو از درد جدایی یار با ما بی وفایی می كند بی سبب از ما جدایی می كند شمع جانم را بشكست آن بی وفا جایی دیگه روشنایی می كند می كند با خویش و خود بیگانگی با غریبان آشنایی می كند خدایا هر كه با من آشنا شد نمی دانم چرا ازمن جدایی می كند نمی دانم از اول بی وفا بود یا كه نازش كشیدم بی وفا شد پرستوها چرا پرواز كردید جدایی را شما آغاز كردید
|
|||||||||||||||||
![]() |