آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان
|
رنگين كمون
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی* باقلم نقش حبابی برلب دریا کشید
توآن آغاز زيبايي /منم اين عشق بي پايان گرفتاراولمشام درده/ سن ايله مرهم اي جانان تويك تصوير زيبايي/منم نقاش اين دوران مني سن ايلدين عاشق/بوعشقي ايلمه پنهان تو رفتي ازديارما/مرا كردي چنين ويران دعا ايله گوزل جانان/مني اولدورمسين هجران پشـت هـرکـوه بلند سبزه زاریست پـراز یادخــدا دگـرغصه چرا آرزودارم خورشیدرهایت نکند غـم صدایت نکند ظلمت شـام سیاهت نکند
میلاد شمس الشموس،خسرواقلیم طوس شاه انیس النفوس برشماوخانواده ی گرامیتان تبریک و تهنیت...
به گوش دل ندا آمد،که ياردلربا آمد
![]() بر روی رضا شمس امامت صلوات بر شافع ما روز قیامت صلوات بفرست بر این روح کرامت صلوات چهار شنبه 14 تير 1391برچسب:میلادامام عصر, :: 12:47 :: نويسنده : ی گ ا ن ه
میلادبا سعادت منجی عالم بشریت مهدی موعود"عج" برهمگان مبارک و تهنیت باد آسمان را عرشیان امشب چراغان می کنند کهکشان درکهکشان آئینه بندان می کنند قدسیان امشب به یمن شمس الشموس اختران رابهرکسب نورمهمان می کنند هرکه اشک شوق ریزد ازبرایش روزمحشردامن اوراپرازیاقوت ومرجان می کنند التماس دعا این گلبن نرگس ز کدامین چمن است برچهره پرزنورمهدی صلوات برجان ودل صبورمهدی صلوات تا امرفرج شودمهیا بفرست بهرفرج وظهورمهدی صلوات
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد سوگند به هر چهارده آیه نور سوگند به زخم های سرشار غرور آخر شب سرد ما سحر می گردد مهدی به میان شیعه برمی گردد ادامه مطلب ... شب سردی است و من افسرده تیرگی هست و چراغی مرده میکنم تنها از جاده عبور دور ماندند ز من آدمها سایه ای از سر دیوار گذشت غمی افزود مرا بر غم ها فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر،سحر نزدیک است هر دم این بانگ بر آرم از دل وای این شب چقدر تاریک است! خنده ای کو که به دل انگیزم؟ قطره ای کو که به دریا ریزم؟ صخره ای کو که بدان آویزم؟ مثل این است که شب نمناک است دیگران را هم غم هست به دل غم من،لیک غمی غمناک است دو شنبه 12 تير 1391برچسب:اشک ولبخند, :: 20:50 :: نويسنده : ی گ ا ن ه
نگـــــــران نباش، حــــال مـــن خـــــــوب اســت! بــزرگ شـــده ام ... دیگر آنقـــدر کــوچک نیستـم... که در دلــــتنگی هـــایم گم شــــوم! آمـوختــه ام، که این فـــاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش " زندگیست " . . راســــــتی، دروغ گـــــفتن را نیــــــــز،خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام ... " حــــال مـــن خـــــــوب اســت " گنجشک با خدا قهر بود… روزها گذشت وگنجشگ با خدا هیچ نگفت
فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند
وخدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:
می آید؛من تنهاگوشی هستم که غصه هایش رامی شنود
و یگانه قلبی هستم که
دردهایش را در خود نگاه میدارد…
وسرانجام گنجشک روی شاخه ای ازدرخت دنیانشست
فرشتگان چشم به لب هایش دوختند،
گنجشک هیچ نگفت و…
خدا لب به سخن گشود:
با من بگوازآن چه سنگینی سینه توست
گنجشک گفت:لانه کوچکی داشتم،
آرامگاه خستگی هایم بود وسرپناه بی کسی ام
تو همان را هم از من گرفتی
این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟
لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟
و سنگینی بغضی راه کلامش بست…
سکوتی درعرش طنین انداخت
فرشتگان همه سر به زیر انداختند
خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود
باد را گفتم تا لانه ات راواژگون کند.آن گاه تو
از کمین مار پر گشودی
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود
خدا گفت:وچه بسیار بلاها که به واسطه محبتم
از تو دور کردم و تو ندانسته به
دشمنی ام برخاستی!
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود
ناگاه چیزی درونش فرو ریخت
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد...
شنبه 10 تير 1391برچسب:حضرت علی اکبرع, :: 21:5 :: نويسنده : ی گ ا ن ه
ولادت جوانه ی خورشید کربلا،حضرت علی اکبرع و روز جوان،تبریک و تهنیت باد حیدر ثانی بیامد یا نبی رخ می نماید اکبر زیبای لیلا پرده از چهره گشاید روی او روی محمد، بوی او بوی محمد خلق او خلق عظیم و خوی او خوی محمد نسل جوان را به جهان رهبری جلوه ی توحید، علی اکبری هر که هوای رخ احمد کند در تو تماشای پیمبر کند ادامه مطلب ... |
|||||||||||||||||
![]() |